
ديدن طر ح جلد كتابي كه دستپخت خودتان است براي نخستين بار تجربه جالبي است. شايد بيش از هر چيز به اين علت كه براي نخستين بار كسي دريافت تصويري خود را از داستانهايي كه متعلق به شماست، ترسيم ميكند. دريافت تصويري كسي كه داستانها را ميخواند و سعي ميكند عناصر مشتركشان را پيدا كند و طوري اين عناصر را تركيب كند كه به عنوان معرف كتاب، تابلويي هنرمندانه و گويا باشد...
نسخه كامل مطلب
رمان «آنجا كه برفها آب نميشوند» كه 21 خرداد سال گذشته براي گرفتن مجوز به ارشاد رفته بود، سرانجام مجوز گرفت. اين رمان را اوايل اسفند سال 86 يعني يك سال و نيم پيش به نشر چشمه تحويل دادم و چشمه تا كارهاي اوليه را انجام دهد و بفرستد ارشاد، شد خرداد 87...
نسخه كامل مطلب
مردها از هيچ نظر لياقت زنها را ندارند، به ويژه در دو چيز: زندگي مشترك و همراهي در شرايط سخت.
زنها تنها در دو چيز لياقت مردها را ندارند: خودخواهي و بيرحمي. خودخواهي در درك عشق و بيرحمي در رد آن.
رمان يا فيلمي را به خاطر نميآورم كه به عشق آزادانه و بيحسادت دو مرد به يك زن پرداخته باشد، جز «يكشنبه غمانگيز». مثلث معروف عشقي _با هر تركيب جنسي_ همواره همزاد حسادت، رقابت و احساس گناه بوده است. اما خشنترين موقعيت، زماني رخ ميدهد كه دو مرد به صورت همزمان عاشق يك زن شوند. موقعيتي كه شايد بيش از هر موضوع ديگري در ادبيات داستاني و نمايشي تكرار شده است...
نسخه كامل مطلب